زعفران می تواند در درمان بیماری ام اس موثر باشد

این گیاه ایرانی به درمان بیماری ام اس کمک می کند


زعفران

پژوهش های انجام شده در امریکا نشان داد که زعفران می تواند به درمان بیماری ام اس کمک کند.


 
 
زعفران حاوی ترکیب فعالی به نام کروسین است که از سلول‌های مغزی در برابر بیماری ام اس محافظت می کند.

این ماده در واقع از آسیب دیدن سلول‌هایی که غلاف میلین را در مغز تولید می‌کنند، جلوگیری می‌نماید. میلین لایه‌ای است که مانند عایقی محافظ در اطراف نورون‌ها (سلول‌های مغزی) قرار دارد.

بیماری ام اس در اثر التهاب سلول‌های مغزی ایجاد می شود. در حقیقت در این بیماری سلول‌های مغزی این لایه محافظتی خود را از دست می‌دهند. 

نتایج این پژوهش که در نشریه ایمونولوژی امریکا به چاپ رسید، امیدهای تازه ای را در جهت تولید داروهای جدید برای درمان بیماری ام اس به همراه داشته است.


منبع: سیمرغ

درمان بیماری ام اس امکان پذیر شد


تحقیقات مقدماتی دانشمندان سوئیسی نشان داد داروی فینگولیمد در پیشگیری از عود حملات ناتوان کننده در بیماران مبتلا به ام اس بسیار موثر است.
اگر فاز 3 این مطالعه با موفقیت انجام شود تنها با یکبار مصرف این دارو در روز می توان از عود حملات ام اس پیشگیری کرد.

اگرچه عوارض جانبی این دارو در بلند مدت با این مطالعه کوچک قابل پیش بینی نیست ولی تاثیرات درمانی این دارو بسیار چشمگیر است. با مصرف این دارو عود بیماری تا 50 درصد در بیماران مبتلا کاهش می یابد.
این دارو هم مانند سایر داروهای درمان کننده ام اس با مهار سیستم ایمنی شخص می تواند عوارض جدی به بار بیاورد. عفونت مجرای تنفسی فوقانی، افزایش آنزیم های کبدی و تغییرات ریتم قلبی از عوارض ناخواسته این دارو است.
این بیماری تخریب کننده غشای سلول های عصبی موسوم به میلین بیش از 400 هزار نفر را در آمریکا مبتلا کرده است. امروزه تنها می توان با کاهش دفعات عود بیماری از پیشرفت زود هنگام بیماری ام اس پیشگیری کرد ولی درمان نهایی برای این بیماری وجود ندارد.
این تحقیق با تصویر برداری های پیشرفته از سیستم عصبی نشان می دهد، با مصرف داروی جدید fingolimod تا 50 درصد خطر عود بیماری کاهش می یابد.

عوارض جانبی مربوط به مصرف این دارو وابسته به دوز است و در دوز های بالا عوارضی چون تنگی نفس، عفونت سیستم تنفسی فوقانی ، سردرد و عوارض گوارشی ایجاد می شود .این داروی خوراکی بهتر از سایر دارو های رایج امروزی و اسان تر از آنها می تواند از عود ام اس در بیماران پیشگیری کند.


بسیاری از داروهایی که امروزه در درمان این بیماری استفاده می شود تزریقی است. آخرین دارویی که در سال 2004 برای درمان این بیماری به بازار آمد داروی (Tysabri (natalizumab بود که سه ماه بعد از توزیع در بازار به دلیل گزارش چندین مورد عفونت مغزی کشنده از بازار جمع شد. در سال 2006 با کسب مجوز از سازمان نظارت بر مواد غذایی و دارویی آمریکا این دارو به دلیل منافع چشمگیرش در عده ای از بیماران به بازار برگشت.


منبع: نیک صالحی

 

کنترل بیماری ام اس در بارداری



تعدادی از بیماریهایی که سیستم ایمنی را درگیر می نمایند ، می توانند خانمها را در دوران باروری تحت تاثیر قرار دهند مثل بیماری آرتریت روماتوئید ،لوپوس ،میاستنی و همچنین ام اس .

اغلب این بیماریها در دوران بارداری به حالت خاموش و یا در مرحله فروکش می باشند ولی از آنجا که بارداری بدلایل مختلف سیستم ایمنی را تحت تاثیر قرار می دهد،پیگیری این بیماریها در این مرحله اساسی و لازم است .

خوشبختانه در طی دوره بارداری سیستم ایمنی بدن موادی را تولید می کند که اثر حفاظتی به روی سلولهای عصبی دارد و بطور اختصاصی مراحل آخر بارداری ، سه ماه سوم ، نقش قابل توجه تری دارد . بطور خلاصه تمام مطالعات ثابت کرده اند که میزان عود در طی حاملگی بخصوص در سه ماهه آخر کاهش می یابد و پس ازآن ریسک عود در طی دوره پس از زایمان ، بخصوص سه ماه پس از آن  افزایش می یابد.

در بررسی های دراز مدت ، بنظر نمی رسد که حاملگی در مسیر طولانی مدت بیماری ام اس اثر قابل توجهی داشته باشد . تحقیقات نشان داده که هورمون استروژن نقش تعدیل کننده روی سیستم ایمنی ترشح هورمون پرولاکتین (تولید کننده شیر)  نقش تحریک کننده آن را دارد، ازآنجا که تولید استروژن در اواخر حاملگی بیشتر است ،اثر تعدیل کننده آن بر بیماری  ام اس در این دوره مشخص تر می باشد ،عکس افزایش ترشح پرولاکتین در دوره پس از زایمان می تواند توجیه کننده زمان عود بیماری دراین دوره باشد. میزان عودReplas Rate  سالانه در طی حاملگی  معمولاً خیلی خفیف هستند برخلاف عودهای پس از زایمان . ولی خوشبختانه در بررسی های انجام شده ،ناتوانائیهای عصبی به دنبال حاملگی افزایش نیافته است همچنین در بررسی برروی ام آرآی دوره ای در خانمهای مبتلا به ام اس که باردار شده اند ، کاهش علائم ام آر آی ( شامل ضایعات جدید و ضایعات در حال بزرگ شدن ) دیده شده است . 

 

 

کنترل بیماری در حاملگی

   

سه مسئله در بارداری بیماران مبتلا به ام اس بایستی مورد توجه قرار گیرد .

 

اول زوجی که تمایل به بچه دار شدن دارند بایستی در مورد اثرات بیماری ام اس برحاملگی و برعکس، مورد مشاوره پزشک قرار گیرند .

 

دوم مسئله اضطراب و الدین از انتقال بیماری به نوزاد و شانس کودک برای دریافت ام اس است. نکته مهم این است که در حال حاضر هیچگونه تست پریناتال یا تست مایع آمنیوتیک برای ام اس وجود ندارد . نقش استعداد ژنتیک در مورد بیماری ام اس کاملاً شناخته شده است. شیوع ام اس فامیلی در حدود ۱۰-۱۵ درصد برآورد می شود چنانچه یکی از والدین دچار ام اس باشد ریسک کودک در گرفتن ام اس حدود ۳-۵ درصد است در مقایسه با جامعه عمومی که حدود ۵/. است. البته فرم انتقال ژنتیکی مشخصی مثل ( اتوزم غالب و مغلوب ) در آن قابل تشخیص نیست .

 

 

همچنین در مورد نوزادان ، اختلافی از نظر تولد نوزادان با وزن پائین ، اختلالات مادرزادی و یا افزایش مرگ نوزادی ( Still Brith ) وجود نداشته است .

 

از طرفی خانم هایی که ناتوانی نورولوژیک ( عصبی ) بیشتری دارند و یا بیماری آنها در سیر حاملگی فعال می شوند ، نیازمند مراقبتهای خاص و توجه خاص متخصصین مغز و اعصاب و زنان و زایمان هستند. بخصوص ناتوانایی های حرکتی و افزایش خستگی ممکن است باعث اشکال در زایمان شده و این بیماران نیازمند زایمانهای تسهیل شده بشوند . ولی بطور کلی خانمهای دچار بیماری ام اس در گروه حاملگی های پر خطر ( بدلیل بیماری ام اس ) نیستند ولی بایستی در طی حاملگی از نظر بروز اختلالات نورولوژیک مورد توجه باشند.
 

 

 

مراقبتهای بارداری Obstetrical Care

 

مراقبتهای پرستاری دوران بارداری در بیماران ام اس تفاوت چندانی با خانمهای بدون ام اس ندارد . گاهی این بیماران علائم روده و مثانه ای را در طی حاملگی بیشتر تجربه می کنند و بدین علت نیازمند مراقبت از نظر عفونتهای ادراری هستند.

در بررسی های وسیع مشخص گردیده که خانمهای مبتلا به ام اس مشکلات دوران بارداری بیشتری نسبت به سایر خانمها ندارند.  

البته ریسک کم خونی ، در این مطالعات گوشزد شده است .


منبع: انجمن ام اس ایران

بیماری ام اس یا MS



بیماری MS یا multiple sclerosis ( یعنی سفت شدن و خشک شدن مکان های مختلف) , یکی از شایعترین بیماریهای مغز و اعصاب بوده و در حدود 50000 نفر در ایران به آن مبتلا هستند.و عمدتا در بالغین جوان بروز میکند. این بیماری از نظر بالینی با درگیری قسمتهای مختلف سیستم اعصاب مرکزی در زمانهای مختلف مشخص میگردد.بدین شرط که دیگر اختلالات عمل چند کانونی سیستم اعصاب مرکزی رد شده باشد. بیشترین میزان بروز بین 20-40 سالگی است زنان تقریبا دو برابر مردان مبتلا میشوند.

بررسی ها نشان دهنده افزایش شیوع بیماری با افزایش فاصله از خط استوا است و در بین مدارهای 40 درجه شمالی و جنوبی جمعیتی که در معرض خطر بالای ابتلا به بیماری باشند وجود ندارد. بررسی دوقلو ها بروز بیماری در اعضای یک خانواده و ارتباط با عوامل ژنتیک را نشان داده است.

بیشتر آسیب این بیماری به ورید ها یا سیاهرگها است.این ضایعات در ماده سفید نخاع و مغز و در عصب بینایی دیده میشود.

علت بیماری نامشخص است اما به نظر میرسد که بدن بطور بی اختیاری بر علیه اجزا خودش مواد مضر تولید میکند و باعث اختلال کار آنها میگردد. ویروس ها میتوانند چنین مشکلاتی را ایجاد کنند البته هنوز ثابت شده نیست.

بررسی بیماری ام اس از دیدگاه آسیب شناس بیماریهای بدن

حداکثر بروز این بیماری در سنین بین 18-40 سالگی است.علت بیماری مشخص نیست ولی احتمالا بدن در مقابل اجزاء خودی واکنش نشان داده ( در واقع خودی به خودی حمله میکند....برخلاف بیماری عفونی که بدن همیشه در مقابل یک مهاجم حمله میکند). اگر فردی( بیشتر از 15 ساله ) ساکن در منطقه ای که شیوع بیماری بالاست به مناطقی برود که شیوع کمی دارد میزان خطر به همان اندازه ای خواهد بود که در منطقه شیوع بالا بوده , ولی اگر مهاجرت پیش از 15 سالگی باشد خطر ابتلا به بیماری متناسب با محل سکونت فعلی وی خواهد بود.اختلال در راه رفتن-  این امر نقش مواجه زود هنگام را با یک عامل محیطی در ایجاد بیماری موثر میسازد. علاوه بر اینها نقش عوامل ژنتیک هم موثر بوده است.


بیماری با علایم مختلفی میتواند بروز کندو شکایت اولیه ضایعه عبارتند از ضعف موضعی,کرختی گزگز یا عدم تعادل یک اندام کاهش یا تاری دید ناگهانی در یک چشم دوبینی عدم تعادل یا اختلال عمل مثانه که باعث فوریت در دفع یا تاخیر شروع ادرار میگردد.. این علایم گذار بوده طی چند روز تا چند هفته از بین میروند هر چند که معاینه دقیق عصبی ممکن است نشان دهنده باقی ماندن برخی اختلالات باشد. بیماری در دیگر مبتلایان به صورت فلج همراه با اختلالات حسی رخ میدهد.

بین نخستین حمله تا حمله بعدی ممکن است ماه ها تا سالها فاصله وجود داشته باشد. پس از گذشت این دوره علایمی جدید بروز کند یا علایم قبلی عود کرده پبشرفت کند. عود ممکن است در نتیجه عفونت رخ دهد و در زنان در 3 ماه نخست پس از زایمان شایعتر است. افزایش درجه حرارت ممکن است سبب تشدید گذرای علایم در بیمارانی که نقص آنها ثابت است شود. با گذشت زمان و پس از چند عود و بهبود ناقص ,بیمار تدریجا در نتیجه ضعف سفتی اختلال حس عدم تعادل اندام ها اختلال بینایی و بی اختیاری ادرار ناتوان می شود.

علایم در شروع بیماری

اختلال حس 37% بیماران
اختلال راه رفتن 35% بیماران
ضعف یا ناهماهنگی اندام تحتانی 17% بیماران
افت بینایی 15% بیماران
ضعف یا ناهماهنگی اندام فوقانی 10% بیماران
دوبینی 10% بیماران


التهاب چشمی( optic nouritis)

التهاب چشمی ممکن است اولین تظاهر باشد. به دلیل ماهیت گذارای نقص بینایی و فقدان یافته های فیزیکی,گاهی شکایت انها به عنوان هیستری( تمارض به بیماری) تشحیص داده میشود. ممکن است حمله های عود کننده وجود داشته باشند و چشم دیگر معمولا درگیر یشود. به طور کلی میزان شیوع نوریت اپتیک در این بیماری 90% است و شناسایی گرفتاری علامت دار یا تحت بالینی عصب اپتیک سرنخ مهمی است.

دوبینی شکایتی شایع در مراحل اولیه است که اغلب ناشی از گرفتار شدن یک قسمت مغز است. معمولا دوبینی در نگاه به کناره های سمت راست و چپ رخ میدهد. نیستاگموس(حرکات تکانشی غیر ارادی چشمها به راست و چپ) یک علامت شایع است و بر خلاف اکثر تظاهرات بیماری( که تمایلی به فروکشی دارند) اغلب دایمی است 70%



انواع بیماری بر اساس سیر آن عبارتند از نوع عود کننده بهبود یابنده(85%) که در آن پیشرفتی در بین حملات رخ نمیدهد, نوع پیشرونده ثانویه( 85% موارد پس از 25 سال) که با پیشرفت تدریجی پس از یک دوره عود و بهبو د اولیه مشخص میگرددو پیشرونده اولیه ( 10% ) که در آن بیماری از آغاز به صورت تدریجی پیشرفت میکند. نوع پیشرونده-عودکننده نادر بوده در آن به سیر پیشرونده اولیه عود های حاد اضافه میشود. معاینه در موارد پیشرفته اغلب نشان دهنده آتروفی اپتیک نیستاگموس اختلال تکلم و نشانه های اختلال نورون های حرکتی فوقانی حسی و مخچه ای در برخی یا تمام چهار اندام میباشد. باید توجه داشت که تشخیص بر اساس یک علامت یا نشانه واحد داده نمیشود بلکه بر تمامیت تابلوی بالینی که مشخص کننده در گیری
نقاط مختلف سیستم عصبی مرکزی در زمان های مختلف میباشد استوار است.

تشخیص

جهت تشخیص این بیماری باید ثابت نمود که حد اقل دو منطقه از ماده سفید مرکزی در زمان های مختلف دچار ضایعه شده اند. در بیماران با سیر عود کننده-بهبود یابنده و نشانه های درگیری حداقل دو منطقه از ماده سفید مرکزی تشخیص قطعی بیماری از نظر بالینی ممکن است. در بیماران دارای ضایعات متعدد در ماده سفید و فقط یک حمله بایلنی و یا بیماران دارای دوحمله بالینی و فقط یک مثانه عصبی تشخیص این بیماری داده میشود.

بررسی ها

بررسی ها در تائید تشخیص بالینی یا رد دیگر اختلالات مفید میباشد اما به تنهایی تشخیص قطعی اسکلروز مولتیپل را ممکن نمیسازد. مایع مغزی نخاعی آنها معمولا غیر طبیعی است. در صورتی که در معاینه بالینی نشانه های درگیری فقط یک منطقه از سیستم عصبی مرکزی یافت شود تشخیص اسکلروز مولتیپل منوط به اثبات درگیری بدون علامت دیگر مناطق با استفاده از آزمایش پتانسیل های بر انگبخته خواهد بود.MRI نیز در مشاهده ضایعات بدون علامت مفید بوده امروزه به عنوان مهمترین روش در تایید تشخیص مورد استفاده قرار میگیرد. در بیماران مبتلا به نوع نخاعی و بدون درگیری دیگر مناطق انجام میلوگرافی یا MRI نخاع ممکن است جهت رد ضایعات منفرد مادرزادی یا اکتسابی قابل درمان با جراحی لازم شود.



منبع: ایران سلامت

موثرترین روش برای ترمیم سلول های عصبی


موثرترین روش برای ترمیم سلول های عصبی



محققان آمریكایی یك ژل ترمیمی تولید كردند كه استفاده از آن در ترمیم سلول های عصبی و درمان معلولیت های حركتی بسیار موثر است. با استفاده از این ژل امكان ترمیم سلولهای عصبی جنین داخل رحم نیزاست .

عملكرد برخی از اندامهای داخلی بدن به گونه ای است كه سلول های آنان قادر به ترمیم سلول های آسیب دیده هستند. كبد مهمترین عضوی است كه قابلیت ترمیم خود را دارد ولی برخی بخش ها مانند سیستم عصبی این چنین نیستند.

صدمات وارد شده به سلول های عصبی جبران ناپذیر است و یا در صورت امكان ترمیم، با سرعت بسیار پایینی بهبود می یابند. همین امر منجر به بروز معلولیت جزیی یا كلی در افراد می شود.

محققان به تازگی موفق به ابداع روشی شدند كه قادر به ترمیم برخی از اعصاب محیطی آسیب دیده است.
در این روش یك ایمپلنت قابل تخریب به وسیله محیط زیست با یك ژل ترمیم كننده به نام 'GRG' تركیب می شود. استفاده از این تركیب باعث می شود كه رشد سلولی افزایش یابد و سلول های عصبی آسیب دیده و پاره شده ترمیم شوند.

عملكرد این ایمپلنت جدید مانند یك پل است كه دوطرف سلول پاره شده را به هم مرتبط می كند و وجود ژل باعث ترمیم محل آسیب دیدگی می شود.
 
یكی دیگر از قابلیت های این روش، حفظ بقای سلول های عصبی برای پیوند است.
به جرات می توان گفت كه این نخستین باری است كه روشی برای ترمیم سلول های عصبی ابداع شده است.

تابه حال این روش در چند مدل حیوانی آزمایش شده و نتایج قابل قبولی دربرداشته است.
 
عملكرد سلول های عصبی مانند كابل برق است، چنانچه این كابل به هر دلیلی آسیب ببیند یا قطع شود، دیگر امكان انتقال انرژی از آن میسر نیست.
سلول های عصبی آسیب دیده نمی توانند سیگنال های عصبی را انتقال دهند و سیستم حركتی مختل می شود.

محققان بر این باورند كه در آینده ای نزدیك با توسعه این روش می توان از آن در درمان بیماری ام اس و پاركینسون نیز استفاده كرد.




ام اس و درد

درد يك علامت بسيار شايع در ام اس است.از هر دو نفر يك نفر از درد رنج مي برد.قابل ذكر است درد هميشه مرتبط با ام اس نيست و نمي توان درد را يك اصل براي اثبات ام اس تلقي كرد.
درد مي تواند خيلي زودتر از موعد حادث شود .درد مي تواند به محض شروع اولين حمله بروز كند و اين درد هيچ تناسب منطقي با طول و مدت بيماري ندارد.در مورد دردتان حتما با پزشكتان صحبت كنيد تا او بتواند بهترين راه درمان را پيدا كند.در طول بيماري ام اس به جز دردهاي همراه با حمله ها سه نوع درد ديگر وجود دارد:

نتيجه مستقيم بيماري هستند كه به سيستم اعصاب مركزي مربوط مي شوند.در بيماري ام اس 60%دردها از اين نوع هستند.دردهاي عصبي دو نوع هستند:دردهايي كه در شرايط خاص ظاهر مي شوند و معمولا بسيار شديد هستند.55%از مبتلايان از اين نوع درد رنج مي برند.منظور درد عصبي پاروكسيسمال است.
نوع ديگر دردهاي عصبي دردهاي عصبي مستمر هستند.اين نوع دردها دائمي اما با شدت كمتر هستند.
دردهايي كه مشابه دندان درد شديد است
اين درد بي شباهت به درد حاصل از برق گرفتگي نيست.اين درد مربوط به درد عصب است و مربوط به از دست دادن ميلين رشته عصب است.تجويز برخي داروهاي ضد تشنج با دوز كم توصيه مي شود.

دردي كه به انقباض شديد عضلات شبيه است
مثل سفت شدن و گرفتگي پاها كه با راه رفتن بروز مي كند.اين نوع درد گاه بر سوزش ها و مورمور شدن پيشي مي گيرد.درد فقط چند ثانيه طول مي كشد ولي بسيار شديد است.اسپاسم هاي دردناك مربوط به حملات شديد است.

دردهاي شديد سطحي يا سوزشي
اين درد نوعي حس سوزش يا حالتي مانند گير كردن بين گيره است!بيشتر اندامهاي تحتاني و خصوصا پاها را درگير كرده و همراه با مورمور شدن پاهاست.اين درد حتي مي تواند روي خلق و خوي بيمار اثر منفي گذاشته و سبب اختلال در امور روزمره گردد.
دردهاي ثانويه
اين دسته نتيجه غير مستقيم بيماري هستند و ارتباط با سيستم اعصاب مركزي ندارند.مثل مشكل در راه رفتن،لنگ زدن يا كشيدن پاهاكه سبب كمردرد مي شود.

سفتي عضلات و انقباض ها
اين دردها به صورت گرفتگي هاي دردناك خصوصا به هنگام خواب اتفاق مي افتد.اين انقباضات شديد مي توانند در طول شب حادث گردند و خواب را مختل كننداين دردها مربوط به دردهاي مسير عصبي هرمي هستند.در اين مسير نرون هايي هستند كه به عضلات به صورت غير ارادي دستور مي دهند.مشكلات ادراري يا يبوست مي تواند به شروع اين دردها كمك كنند.جهت كاهش اين درد پزشكان سعي بر آن دارند كه علت درد را شناسايي كنند و گرفتگي عضلات را در كل بدن كاهش دهند.
درد كمر
كمردرد با مشكلات راه رفتن و اختلال در حفظ تعادل غالبا به سبب وضعيت بد بيمار هستند.يك فيزيوتراپيست مي تواند بهترين روش راه رفتن را به شما آموزش دهد.
دردهاي بدون علت مشخص
اين دسته مربوط به درمان ام اس مي باشد.درمان با اينترفرون مي تواند سبب عوارض جانبي ثانوي از جمله درد شود.
دردهاي عضلاني منشا سيستم اعصاب مركزي دارند .اين دردها به راحتي با استامينوفن و مسكن ها درمان مي شوند،بنابراين شكايت از اين دردها نبايد باعث توقف درمان شود.

تجزيه و تحليل علل درد
-درد در نتيجه كوچكترين تماس
به محض يك لمس كوچك بيمار احساس درد شديدي مي كند.مركز رفلاكس هاي دردناك در داخل نخاع به واسطه التهاب حاصل از بيماري ام اس دچار اختلال در عملكرد شده و در اثر تحريك جزئي درد توليد مي شود.

-درد سياتيك
اين درد از پائين كمر شروع شده و به طور شعاعي به پا زده و مي تواند با يك حمله همراه باشد.درد مربوط به التهاب نخاع مي باشد و درمان با كورتيكواستروئيدها سبب تسكين درد مي شود.
-درد چشمي
اين درد با حركت كره چشمي ايجاد مي شود و همراه با حملاتي است كه تحت عنوان نوريت چشمي بيان مي گردد.

هيچگاه نبايد درد را پديده اي اجتناب ناپذير دانست.با يافتن منشا درد مي توان به كاهش ان كمك كرد.راه هاي درماني و حتي درمان هاي مكمل زيادي در رابطه با درد وجود دارد.